جایی بالا تر از ابرها
+ نوشته شده در شنبه سی و یکم تیر ۱۳۹۱ ساعت 19:25 توسط پسر دوست داشتنی
|
امروز داستان برگشت …
آغوش هایمان واقعی ، بوسه هایمان حقیقی ، اما با این تفاوت که دیگر من و تو نبودیم ، هر کداممان یک “او” داشتیم …!
پشت شیشه ی سرد مانیتورم ، دلم لک زده برای یک صورتک بوسه ….!
لک زده برای یک آهنگ همزمان …
لک زده برای یک شب بخیر …
شب بخیر…!!
دیگـــــــر به کسی نمی گویم: دوســتت دارم…
انگار دوستت دارم های من؛
خداحافظ شنیده می شود…!